<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>اندیشه سیاسی اجتماعی اسلام</title>
    <link>https://www.jspt.ir/</link>
    <description>اندیشه سیاسی اجتماعی اسلام</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 22 May 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 22 May 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>صلح در افق حقیقت: تبیینی متافیزیکی از نقش ادیان در امنیت جهانی</title>
      <link>https://www.jspt.ir/article_243326.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;این پژوهش با پژوهشی فلسفی و تطبیقی، به بررسی مبانی متافیزیکی و هرمنوتیکی در صلح ادیان توحیدی، بهویژه اسلام و مسیحیت، می‌پردازد. مقاله، صلح را نه صرفاً به‌عنوان یک وضعیت سیاسی یا اجتماعی، بلکه به‌مثابه نحوه‌ی بودن (بودن در صلح) تفسیر می‌کند. تجلیِ هماهنگی میان انسان، جهان و خداوند در افق حقیقت.این تحقیق، از طریق تحلیل مفاهیمی مانند متافیزیک، غایت‌شناسی دینی و لوگوس الهی، نشان می‌دهد که صلح در فلسفه دین، ذاتاً با حقیقت و عدالت پیوند دارد، در حالی که خشونت از گست انسان از غایت الهی خود و وابستگی وجودشناختی او باعث می‌شود.در این راستا، فیلسوفانی مانند ملاصدرا، علامه طباطبایی، هایدگر، ریکور، لویناس و گابریل مارسل به صورت تطبیقی ​​بررسی می‌شوند تا نشان دهند که صلح، در هر دو سنت فکری، حقیقتی قدسی و اگزیستانسیال است.افزون بر این، فلسفه گفت‌وگوی میان‌ادیانی، بر لوگوس الهی، نه صرفاً به‌عنوان تبادل فرهنگی، بلکه به‌مثابه رویداد متافیزیکی تبیین می‌شود؛ گشودگیِ دیالو‌محوری که در آن، حقیقت از خلال شنیدن متقابل خویش را می‌سازد.بر این اساس، پایدار تنها زمانی تحقق می‌یابد که عقل انسانی به منشأ قدسی و غایت‌مند خود باز می‌گردد.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>مبانی انسان شناسی علوم انسانی بر اساس دیدگاه آیة الله مصباح یزدی در مقایسه با اگزیستانسیالیسم</title>
      <link>https://www.jspt.ir/article_243328.html</link>
      <description>چکیدهموضوع و هدف: مصباح یزدی که نقش مهمی در روند اسلامی شدن علوم انسانی داشته است، بر این باور است که خداوند محور و مرکز جهان است. مصباح یزدی با اصرار بر روش‌های عقلی، تجربی و نقلی در کاوش علوم انسانی، معتقد است: انسان به عنوان موجودی توانا و آزاد می‌تواند راهی را انتخاب کند تا به بالاترین درجه کمال و تعالی دست یابد و به سرچشمه ازلی و مطلق هستی خداوند تقرب یابد. از سوی دیگر اگزیستانسیالیست ها، چه خداباور و چه ملحد، انسان را مرکز جهان و موجودی می دانند که به حال خود رها شده است و بر درون نگری و پدیدارشناسی به عنوان روش های مناسب تاکید دارند. آنها بر این باورند که جوهر انسان به طور دائم و پیوسته در آزادی کامل در حال شکل گیری است.روش و یافته‌ها: مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی تطبیقی ​​به بررسی مبانی انسان‌شناختی علوم انسانی با مقایسه دیدگاه مصباح یزدی (به‌عنوان نماینده اندیشه اسلامی) با فیلسوفان اگزیستانسیالیست (به‌عنوان یک مکتب فکری تأثیرگذار غرب) می‌پردازد و تأثیر آن را بر علوم انسانی ارائه می‌کند.نتیجه گیری: اندیشه اگزیستانسیالیسم، در موضوع، روش و هدف علوم انسانی دستخوش خلط و انحراف شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل قواعد الهیات شهرسازی با استخراج آرای مقام معظم رهبری(با تأکید بر سه قاعده کرامت، عدالت و لاضرر)</title>
      <link>https://www.jspt.ir/article_243329.html</link>
      <description>با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تحولاتی بنیادین نه تنها در عرصه سیاست، بلکه در ساحت فرهنگ و سبک زندگی پدید آمد که شهرسازی به‌عنوان یکی از عرصه‌های مهم آن قابل ‌مطالعه است. در این راستا شهرسازی به مثابه یک فن، نه تنها به طراحی فضاهای شهری بلکه به تأثیرات اجتماعی، فرهنگی و معنوی آن‌ها نیز می‌پردازد. مسئله اصلی پژوهش حاضر، فقدان تبیین روشن از قواعد ناظر به الهیات شهرسازی در منابع علمی است. هدف این مقاله شناسایی و تحلیل اصول بنیادینی چون کرامت، عدالت و لاضرر در طراحی فضاهای شهری براساس متون دینی و آرای مقام معظم رهبری است. ناگفته پیداست اصول کلی دخیل در موضوع، می‌تواند به مثابه راهنما برای طراحان و برنامه‌ریزان شهری مورد استفاده قرار گیرند. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای و داده‌های استخراج‌شده از بیانات و آرای رهبری سامان یافته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که اصول مزبور در قالب آموزه‌های اسلامی، قابلیت آن را دارند که در هدایت جهت‌گیری‌های کلان شهرسازی مورد بهره‌برداری قرار گیرند. افزون بر آن، تحلیل بیانات رهبری به مثابه حاکم جامعه اسلامی، می‌تواند نقش مهمی در شکل‌دهی به سیاست‌های مسکن و شهرسازی داشته باشد. نتیجه پژوهش آن است که تلفیق مبانی فقهی با الهیات شهرسازی و بهره‌گیری از رهنمودهای رهبری می‌تواند مسیر نوینی در راه تحقق حیات طیبه اسلامی در عرصه شهرسازی ترسیم نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نظام خانواده در هندسه اجتماع اسلامی، بررسی مؤلفه‌های قرآنی تحکیم روابط در شرایط چالش و بحران</title>
      <link>https://www.jspt.ir/article_243336.html</link>
      <description>این پژوهش، نقش بنیادین خانواده را در مواجهه با بحران‌های اجتماعی بررسی می‌کند. خانواده، نخستین بستر رشد فردی، نقشی اساسی در مدیریت و کاهش آثار منفی چالش‌های اقتصادی، فرهنگی و روانی دارد. این مطالعه با رویکرد توصیفی‌ـ‌تحلیلی و از منظر اسلامی، تقویت انسجام خانواده در برابر بحران‌ها را بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهند در اسلام، خانواده رابطه‌ای جامع، مثبت و پایدار است. پیوند خانوادگی که از ازدواج مشروع شکل می‌گیرد، نقشی محوری در وحدت و پویایی خانواده ایفا کرده و منبع قدرت جامعه و بستر پرورش ارزش‌هاست. انسجام خانوادگی، هدفی مهم در قرآن کریم برای رشد پایدار خانواده است. در مدیریت بحران، ریشه‌های این مفهوم در سنت نبوی نهفته است و جامعه اسلامی با تکیه بر وحی، توانایی تبدیل بحران‌ها به فرصت‌های مثبت را دارد. نتایج پژوهش، اقدامات عملی برای مهار آسیب بحران، برگرفته از نمونه‌های قرآنی، ارائه می‌دهد. این چارچوب نظری، ویژگی‌های روش اسلامی در مدیریت بحران را روشن می‌سازد که به نتایجی مثبت در تقویت انسجام خانوادگی منجر می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه تجاوز ناموسی در فقه امامیه: از مفهوم تا حکم</title>
      <link>https://www.jspt.ir/article_243337.html</link>
      <description>این مقاله به تحلیل مفهوم، مصادیق و احکام فقهی &amp;amp;laquo;تجاوز به ناموس&amp;amp;raquo; در فقه امامیه می‌پردازد. &amp;amp;laquo;تجاوز ناموسی&amp;amp;raquo; به معنای ورود غیرمجاز به حریم جنسی ناموس دیگری خارج از چارچوب‌های شرعی و بدون رضایت او، با استفاده از زور، تهدید، تطمیع یا فریب است. چهار ویژگی اصلی این پدیده عبارت‌اند از: نقض رضایت، بهره‌گیری از زور یا فریب، تعرض به حریم جنسی و حضور شخص ثالث.با توجه به این ویژگی ها تفاوت آن با مفاهیمی همچون زنا، خیانت و &amp;amp;laquo;وطی به شبهه&amp;amp;raquo; مشخص می شود. در زنا و خیانت، رضایت طرفین وجود دارد، در حالی که در تجاوز رضایت قربانی نقض می‌شود. &amp;amp;laquo;وطی به شبهه&amp;amp;raquo; نیز با غفلت یا فراموشی فرد همراه است، اما در تجاوز، تعمدی که در قالب زور، فریب و .. همراه است. این تمایز، نقش تعیین‌کننده‌ای در فهم مصادیق و تعیین احکام فقهی دارد.از منظر فقهی، تجاوز ناموسی به دو دسته اصلی تقسیم می‌شود: تجاوز در حد جماع و تجاوزات کمتر از حد جماع. در موارد کمتر از حد جماع، اصل &amp;amp;laquo;ضرورت دفاع از ناموس&amp;amp;raquo; برقرار است و شدت دفاع می‌تواند از تذکر شفاهی تا جواز قتل مهاجم متغیر باشد. در تجاوز در حد جماع، قتل متجاوز به عنوان مجازات نهایی در نظر گرفته شده و خون او هدر رفته تلقی می‌شود؛ مدافع از نظر ضمان مسئولیتی ندارد و هرگونه خسارت وارده به او بر عهده متجاوز است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تحلیلی حقوق نسل های آینده در حقوق کیفری ایران و قرآن کریم</title>
      <link>https://www.jspt.ir/article_243338.html</link>
      <description>حقوق نسل‌های آینده یکی از مفاهیم بنیادین در تحقق عدالت بین‌نسلی و توسعه پایدار است که بر اصل انتقال عادلانه و پایدار منابع طبیعی از نسل‌های پیشین به نسل‌های پسین استوار است. توجه به این حقوق، امروزه نه‌تنها یک دغدغه اخلاقی بلکه ضرورتی حقوقی و جهانی به شمار می‌رود.پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی، به بررسی جایگاه و مبانی حقوق نسل‌های آینده در قرآن کریم و نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران پرداخته و در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه این دو منبع بنیادین می‌توانند پشتوانه نظری و تقنینی برای صیانت از حقوق آیندگان باشند. در بعد حقوق داخلی، بررسی اصول ۴۵ و ۵۰ قانون اساسی و قوانین عادی نشان می‌دهد که قانونگذار، حق بر محیط زیست سالم و بهره‌برداری عادلانه از منابع را از جمله حقوق نسل‌های آینده دانسته و برخی از قوانین کیفری نیز به جرم‌انگاری و مجازات رفتارهایی که این حقوق را تهدید می‌کند پرداخته‌اند. چنانکه قرآن کریم در آیات متعددی با خطاب‌های عام و ساختار قضایای حقیقیه، زمین و نعمت‌های الهی را متعلق به همه انسان‌ها در طول تاریخ می‌داند. بر این اساس، بهره‌برداری انسان از مواهب الهی، امانتی جمعی است نه مالکیتی انحصاری، و هرگونه افساد، اسراف یا نابودی منابع، تجاوز به حق آیندگان محسوب می‌شود. این آموزه‌ها می‌توانند مبنای استخراج قواعد فقهی و اصول الزام‌آور حقوقی در حوزه مسئولیت بین‌نسلی و پشتوانه ای برای رفع کاستی های موجود در قوانین موجود باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی عوامل شکست نهضت‌ اسلامی از منظر کلام الله مجید</title>
      <link>https://www.jspt.ir/article_243340.html</link>
      <description>بی‌تردید هر نهضت اسلامی برای پیروزی و رسیدن به اهداف خود، متحمل سختی‌های فراوانی می‌گردد. عده‌ای با بذل جان و مال خود و برخی با تحمل مشقت‌های بسیار در به ثمر رساندن انقلاب نقش ایفا می‌کنند. به همین جهت، حفظ و حراست از ارزش‌های انقلاب و تلاش برای استحکام آن امری حیاتی به نظر می‌رسد. یکی از ضرورت‌هایی که برای حفظ و تکامل انقلاب باید به آن تمسک جست، آسیب‌شناسی انقلاب است. اگر نهضت اسلامی پس از پیروزی به خطرات و آفات بیرونی و درونی بی‌توجه باشد، از ابتدا محکوم به شکست است. از میان آسیب‌های پیش روی نهضت، آسیب‌های درونی به دلیل اینکه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند، در ضعف و انحطاط آن تأثیر بیشتری دارند. قرآن در آیات خود مسلمانان را از گرفتار شدن در این خطرات برحذر می‌دارد. حکومت نوپای اسلامی در عصر پیامبر(ص) بهترین نمونه یک نهضت دینی و اسلامی است و با تأمل در آیات قرآن می‌توان آسیب‌های پیش‌روی یک نهضت اسلامی را مورد مداقه قرار داد. اختلاف و تفرقه در امت و فقدان رهبری شایسته و عدم اطاعت از رهبر، به عنوان عوامل اصلی موجب سستی و شکست نهضت‌های اسلامی می‌شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به مهم‌ترین آسیب‌های نهضت اسلامی که از درون نظام را تهدید می‌کند، می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل معرفتی و غیرمعرفتی در تغییر دین از مسیحیت به اسلام: مطالعه‌ای کیفی بر اساس روایت نوگروندگان</title>
      <link>https://www.jspt.ir/article_243341.html</link>
      <description>تغییر کیش از مسیحیت به اسلام فرایندی چندلایه و تدریجی است که تحت تأثیر تعامل عوامل معرفتی و غیرمعرفتی شکل می‌گیرد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش روایت‌پژوهی، بر پایه مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته با مجموعه‌ای متنوع از نوگروندگان انجام شده و به واکاوی دقیق این عوامل می‌پردازد. تحلیل داده‌ها با اتکا به مدل‌های رامبو و لافلند&amp;amp;ndash;استارک نشان می‌دهد بحران‌های معرفتی و پرسشگری عقلانی نسبت به آموزه‌های مسیحی، همراه با مطالعه تطبیقی و اقناع فلسفی و الهیاتی، معمولاً آغازگر مسیر تغییر است؛ در حالی‌که پیوندهای عاطفی، تجربه‌های معنوی، و حمایت‌های اجتماعی در تداوم و تثبیت هویت دینی جدید نقشی تعیین‌کننده دارند. یافته‌ها حاکی از آن است که هیچ‌یک از این مؤلفه‌ها به‌تنهایی کافی نیست و فرایند تغییر از هم‌نشینی پایدار عقلانیت و عاطفه نیرو می‌گیرد. بر این اساس، پژوهش حاضر بر ضرورت رویکرد میان‌رشته‌ای، نقادانه، تحلیل رواییِ تجربه‌های زیسته، و توجه همزمان به زمینه‌های فردی، اجتماعی و فرهنگی در مطالعه دگرگونی‌های دینی تأکید می‌کند.کلیدواژه‌ها: تغییر کیش، عوامل معرفتی، عوامل غیر معرفتی، روایت‌پژوهی، اسلام، مسیحیت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش مدارس و مناظرات در ارتقاء بخشی اقدامات فرهنگی و آموزشی عصر آل بویه</title>
      <link>https://www.jspt.ir/article_243342.html</link>
      <description>. چکیدهدر دوره آل بویه، مدارس و مجالس علمی نقشی محوری در گسترش اندیشه‌های علمی و مذهبی داشتند. با حمایت از اهل فکر و علم، مناظرات علمی و فرهنگی رونق گرفت و عقل‌گرایی در پاسخ به شبهات مخالفان مورد توجه قرار گرفت. بغداد، به‌عنوان مرکز خلافت اسلامی، به کانون تبادل آراء و تعاملات فرهنگی تبدیل شد و زمینه رشد اندیشه‌های مختلف را فراهم آورد.این پژوهش، با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی، نقش مدارس، مجالس علمی و مناظرات را در ارتقای آموزش و گسترش دانش بررسی می‌کند. حکام آل بویه با تأسیس مدارس، جذب اندیشمندان و برپایی نشست‌های علمی، نقش مؤثری در توسعه آموزه‌های دینی، کلامی و علمی ایفا کردند.در این دوره، همگرایی میان آل بویه، امامیه و معتزله، عقل‌گرایی را در عرصه علمی و فرهنگی تقویت کرد. این توجه به عقل‌گرایی، افزایش مدارس، تربیت عالمان، گسترش مناظرات علمی و پیشرفت در حوزه‌های معرفتی را به همراه داشت و موجب شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی شد. آل بویه، با درک اهمیت علم و اندیشه، بستری برای تعامل میان نخبگان علمی و مذهبی فراهم کردند و با ایجاد محیطی آزاد برای تبادل اندیشه‌ها، زمینه رشد فرهنگ‌های متنوع را مهیا ساختند.مدارس این دوره، علاوه بر آموزش علوم دینی، در حوزه‌های فلسفه، ریاضیات، نجوم و پزشکی نیز فعال بودند. همچنین، برگزاری مناظرات علمی به تقویت جریان عقل‌گرایی کمک کرد و بسیاری از شبهات فکری مخالفان را پاسخ داد. این تحولات، موجب شکوفایی علوم اسلامی و گسترش معارف بشری شد و تأثیرات آن فراتر از جهان اسلام، به تمدن‌های همجوار نیز گسترش یافت. در نهایت، دوره آل بویه را می‌توان نقطه عطفی در تاریخ علم و فرهنگ اسلامی دانست که با حمایت از عقل‌گرایی و ترویج دانش، نقشی ماندگار در توسعه تمدن اسلامی و پیشرفت‌های علمی جهان ایفا کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چیستی، چرایی و چگونگی الگوی حقوقی پیشرفت</title>
      <link>https://www.jspt.ir/article_243343.html</link>
      <description>پژوهش حاضر، با رویکرد تحلیلی&amp;amp;ndash;توصیفی&amp;amp;ndash;انتقادی، &amp;amp;laquo;چیستی، چرایی و چگونگی الگوی حقوقی پیشرفت&amp;amp;raquo; را به‌منظور ارائه چارچوب نظری برای سامان‌بخشی نظام حقوقی منطبق با مردم‌سالاری دینی بررسی نموده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که الگوی حقوقی پیشرفت، ترسیم‌کننده‌ی نقشه‌راه نظام حقوقی مطلوب مبتنی بر مشروعیت الهی است که نحوه تحقق آن با توجه به اقتضائات جوامع مختلف متفاوت است. بدین‌منظور، پس از تبیین مفاهیم؛ چیستی الگوی حقوقی پیشرفت و سپس دیدگاه‌های سه‌گانه‌ی را در تحلیل چرایی الگوی حقوقی پیشرفت مورد بحث قرار داده است: نخست، دیدگاهی که نقش مردم را در فرآیند ترسیم الگوی حقوقی نفی می‌کند؛ دوم، رویکردی که اراده‌ مردم را به‌طور مطلق ملاک مشروعیت می‌داند؛ سوم، دیدگاه تلفیقی که حاکمیت را بالذات از آنِ خداوند و در طول آن از آنِ مردم می‌داند. بر پایه‌ی دیدگاه سوم، ترسیم نقشه‌راه حقوقی پیشرفت تنها در چارچوب شریعت مشروعیت دارد. دستاورد تحقیق نشان می‌دهد که در جوامع همگن، ساختار جمهوری اسلامی و در جوامع ناهمگن، ساختار فدرالیسم مناسب‌تر است. نوآوری پژوهش نیز در ارائه‌ الگوی مفهومی تلفیقی از حاکمیت الهی و مردمی است که می‌تواند مبنایی نظری برای طراحی نظام حقوقی پیشرفت‌محور قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقتل‌نگاری دوره قاجار بازتاب آموزه‌های صوفیانه در ادب آیینی و فرهنگ اسلامی</title>
      <link>https://www.jspt.ir/article_243345.html</link>
      <description>واقعه عاشورا در سنت شیعی، افزون بر یک رویداد تاریخی، به بستری برای بازنمایی معناهای دینی، عاطفی و فرهنگی تبدیل شده است. در این میان، مقتل‌نگاری به‌عنوان یکی از مهم‌ترین قالب‌های روایت عاشورا، در دوره قاجار تحت تأثیر شرایط اجتماعی و فرهنگی این عصر و به‌ویژه آموزه‌های صوفیانه دچار تحول شد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آموزه‌های صوفیانه چگونه و با چه سازوکارهایی بر سبک و محتوای مقتل‌نگاری دوره قاجار اثر گذاشته‌اند و این تأثیر چه پیامدهایی برای بازنمایی واقعه عاشورا برجای نهاده است؟ پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی، مقاتل شاخص و مرتبط با این دوره شامل، محرق‌القلوب نراقی، اکسیرالعبادات ملا آقا دربندی، عنوان‌الکلام فشارکی و تذکرة‌الشهداء شریف کاشانی را بررسی کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد نفوذ مفاهیمی چون عشق الهی، رضا و تسلیم، فتوت، کرامت‌گرایی و قصه‌پردازی عرفانی، موجب فاصله گرفتن مقاتل قاجاری از روایت صرفاً تاریخی و حرکت به سوی متنی آیینی، احساسی و نمادین شده است. برآیند پژوهش نشان می‌دهد تصوف، نقشی بنیادین در بازتعریف زبان، محتوا و کارکرد مقتل‌نگاری دوره قاجار ایفا کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بوطیقای عقلانیت در معماری اندلس: مطالعه‌ای در نسبت اندیشه ابن رشد و هنر دوره موحدین</title>
      <link>https://www.jspt.ir/article_243344.html</link>
      <description>اندلس اسلامی، در مقام نقطه تلاقی شرق و غرب، بستر شکل‌گیری یکی از پربارترین دوره‌های تعامل میان فلسفه و هنر بود. در این میان، ابن رشد، فیلسوف عقل‌گرای اندلسی، با بازخوانی انتقادی و نظام‌مند آثار ارسطو، دستگاهی معرفتی بنا نهاد که نه‌فقط بر اندیشه اسلامی، بلکه بر میراث فکری غرب نیز اثری پایدار نهاد. هرچند ابن رشد دستگاه مستقلی در زیبایی‌شناسی معماری ارائه نکرده است، اما در شروح بوطیقا و دیگر آثارش، اصولی بنیادینی مطرح نمود که امکان تطبیق با هنرهای تصویری و فضاهای معماری را فراهم می‌سازد.این مقاله می‌کوشد با تکیه بر تحلیل مفهومی و مطالعه گفتمانی، نسبت میان اصول زیبایی‌شناسی ابن رشد و ویژگی‌های معماری اندلس در دوران موحدین را بررسی نماید. در این راستا، پنج مؤلفه‌ کلیدی از متون ابن رشد استخراج شده و در زمینه تحولات معماری عصر او تحلیل می‌شوند. سپس با توجه به شرایط سیاسی، فرهنگی و هنری دوران خلافت موحدین-که شاهد گذار از زهدگرایی آغازین به شکوه فرمی متأخر است-امکان هم‌افقی یا تأثیرگذاری غیرمستقیم میان فلسفه ابن رشد و زیبایی‌شناسی معماری مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.نتایج این پژوهش حاکی از آن است که می‌توان از امکان تأثیرگذاری غیرمستقیم دستگاه زیبایی‌شناختی ابن رشد بر فرم‌پردازی‌های فضایی معماری در دوران خلافت موحدون و حتی سیر تداومی آن در دوره‌ی ناصریه سخن گفت. این تأثیر نه به‌مثابه اقتباسی صریح، بلکه در قالب نوعی هم‌افقی معرفتی و گفتمانی قابل ردگیری است که در آن، زبان فلسفه و زبان فضا در بستر فرهنگی مشترک، واجد نظام مفهومی و ارزشی همگرایی هستند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
